
انعکاس بدن تو ٬ درست وسط مردمک چشمام !
ياد روزهايی که عاشق بودم و بند کفشم هميشه گير ميکرد زير پام.
همون موقع ها که اکثر موارد کاملا با تعادل راه ميرفتم ولی باز ميخوردم زمين!
این واسه الانمه//

اگر ميتوانستی بيايی ٬ تو را با خود می بردم.
اگر ميشنيدی ٬ می گفتم.
و اگر باور ميکردی .. ٬ هرگز نمی گفتم !
دوستت دارم
چیزی در من زندگی می کند
یک نوزاد شاید
سرشارم از چیزی و لبریزم از حسی
دست و پا می زند مثل ماهی درون اب سر می خورد و می چرخد ...من نگاه می کنم
هجوم گرمایی عظیم در من.
از موجودی کوچک و ضعیف.
این روزها فقط می دانم سرشارم....همین!
از ماری

همینجوری داری سقوط میکنی ... الان یه جایی وسط زمین و هوا داری دست و پا میزنی و طبیعتا دستت به هیچجا بند نیست آخه وسط زمین و هوا چیزی نیست که دستت رو بهش بند کنی ... داری گروپی میای پایین و دیگه اونقده برات عادی شده این سقوط که کمکم یادت رفته تو الان بین زمین و هوایی ... آره دستت به هیچی بند نیست ... یه هو بهت ایست میدن !! بعد بهت میگن آهای آقاهه (....) !!!!!
ناراحت میشی ٬ شاید حتی گریه کنی . بعد بهت میگن تو روخدا یه وقت کاری نکنی ها !! آرووم باش خب ؟!! ... بعد هم شب بخیر و خدافظ ... خب یه کم فکر میکنی ... آخه لعنتی آدمی که داره سقوط میکنه که کاری نمیتونه بکنه ... خودت رو ول میکنی ... دوباره و همچنان سقوط میکنی !!
پ.ن: اینجا رو پس گرفتم. ولی هنوز آی دی اصلی من و وبلاگ اصلی دست من نیست!!
my id: shabshod217@yahoo.com
ولا غیر
پ.ن:
به خودم میگم: همیشه بدتری هم هست.
به خودم میگم: خوب که چی ؟!
به خودم می خندم.
پ.ن: تا حالا بهش فک کردی... عشق چقدر به نفرت نزدیکه؟
نمیدونم .ولی درونم اژدهای نفرت ..داره سر عشق رو با گیوتین می زنه
اینو خداییش نمیخواستم
اما پس میدم

کیه که بتونه ادعا کنه میدونه چی میخواد ؟ اصلاً کیه که بتونه بفهمه ٬ بشناسه ٬ بدونه ؛ خودشو ٬ خواستنشو ٬ دوست داشتنشو ...
عشقبازی به همین آسانی ست ...
که گلی با چشمی
بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی
نیش زنبور عسل با نوشی
کار همواره باران با دشت
برف با قله کوه
رود با ریشه ی بید
باد با شاخه و برگ
ابر عابر با ماه
چشمه ای با آهو
برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف
دو کبوتر با هم
و شب و روز طبیعت با ما
عشقبازی به همین آسانی ست ...
وقتی یه بار ازدوست (دخترت يا پسرت)ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونده